علد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علد. [ ع َ ] (ع مص ) سخت و صلب گشتن . ◄ (ص ) سخت و شدید. ◄ (اِ) عصب و پی گردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، أعلاد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علد. [ ع َ ] (ع مص ) سخت و صلب گشتن . ◄ (ص ) سخت و شدید. ◄ (اِ) عصب و پی گردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج، أعلاد.