علز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علز. [ ع َ ل َ ] (ع مص ) بی آرام گردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ چیره شدن سبکی بر شخص . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ◄ چیره شدن قَلَق و تفتگی بر شخص . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ خروش کردن . فریاد برآوردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ◄ متمایل شدن . اشتیاق پیدا کردن . ◄ مریض شدن . ◄ (اِ) خروش و اضطراب شدیدی که بر اثر ادامه یافتن مرض یا شدت حرص و غم و اندوه به انسان دست میدهد. (از اقرب الموارد).
علز. [ ع َ ل ِ ] (ع ص ) دردناک بی آرام که خواب نکند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).