علف
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(عَ لَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- گیاه. ۲- گیاه سبز، خوراک چهارپایان. ج. علوفه. ؛~ زیر پای کسی سبز شدن کنایه از: انتظار طولانی و بیهوده کشیدن. ؛~ خرس کنایه از: هرچیز مفت و بی ارزش.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(عَ لَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- گیاه. ۲- گیاه سبز، خوراک چهارپایان. ج. علوفه. ؛~ زیر پای کسی سبز شدن کنایه از: انتظار طولانی و بیهوده کشیدن. ؛~ خرس کنایه از: هرچیز مفت و بی ارزش.