واژه جو

علقات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

علقات . [ ع َ ل َ ] (ع اِ) بیخ و بن : استأصل اﷲ علقاتهم ؛ برکناد خدای بیخ و بن ایشان را. رجوع به عرقات شود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی علقات | واژه جو