علق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(عِ لْ) [ ع. ] (اِ.) ۱- هر چیز گران بها. ۲- جامه نفیس.(عَ لَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- خون، خون بسته شده. ۲- مقداری گِل که به دست بچسبد. ۳- زالو.مترادفها و واژههای مرتبطخونزالو، لوواژه قبلی: علفهواژه بعدی: علقم