علم
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ع ِ لْ) [ ع. ] ۱- (مص م.) دانستن. ۲- یقین داشتن. ۳- (اِمص.) دانش، آگاهی. ج. علوم.
(عَ لَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- نشانه، نشان. ۲- پرچم، رایت. ۳- بزرگ و مهتر قوم. ۴- نامی، مشهور. ۵- نقش ونگار جامه. ۶- صلیب مانندی از فلز با تزئینات خاص که ماه محرم هنگام عزاداری پیشاپیش دسته حرکت میدهند.