علود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علود. [ ع َل ْ وَدد ] (ع ص ) مسن و سخت، و یا غلیظ و ضخیم . (از لسان العرب ). رجوع به عِلودّ شود.
علود. [ ع ِل ْ وَدد ] (ع ص ) دراز و بزرگ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کبیر. (از اقرب الموارد): رجل علودالعنق ؛ مرد درازگردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ رجل علود؛ سخت و قسی . ◄ مسن و سخت، و یا غلیظ و ضخیم . رجوع به عَلود شود. ◄ بزرگ و سالخورده . (از لسان العرب ). ◄ مهتر استواررای باوقار. (منتهی الارب ). مهتر رزین و باوقار. (از اقرب الموارد). مهتر رزین و بزرگ و ثخین . (از لسان العرب ).