واژه جو

علی جوری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

علی جوری . [ ع َ ] (اِخ ) ابن حسین جوری (یا حوری )، مکنّی به ابوالحسن . او راست : المرشد، در ده مجلد که در آن مختصر مزنی و ابن الرفعة را جمع کرده است . (از کشف الظنون حاجی خلیفه ص ١٦٥٤).

معنی علی جوری | واژه جو