واژه جو

علی عداس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

علی عداس . [ ع َ ی ِ ع َدْ دا ] (اِخ ) ابن عمر عداس . مکنی به ابوالحسن . از وزرای بنی فاطمه در مصر. وی در سال ٣٨٠ هَ . ق . پس از درگذشت یعقوب بن کلس وزیر، به وزارت العزیز خلیفه ٔ فاطمی منصوب گشت و فقط یک سال در این مقام باقی بود و پس از یک سال از سمت خویش عزل شد و در سال ٣٩١ هَ . ق . در قاهره درگذشت . (ازالاعلام زرکلی از الاشارة الی من نال الوزارة ص ٢٥).

معنی علی عداس | واژه جو