علی قزوینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی قزوینی . [ ع َ ی ِ ق َزْ ] (اِخ ) ملقب به کامی . از شعرای دربار اکبرشاه در هند بود و در سال ٩٨١ هَ . ق . درگذشت او راست : نفائس المآثر، که تذکرةالشعرا است . (از هدیة العارفین بغدادی ج ١ ص ٧٤٩).
علی قزوینی . [ ع َ ی ِ ق َزْ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمد قزوینی بغدادی شافعی . ملقب به تاج الدین و مکنی به ابوالحسن . محدث و فقیه و لغوی بود. وی در نظامیه ٔ بغداد تدریس می کرد و در سال ٧٤٥ هَ . ق . درگذشت . او راست : ١- شرح مصابیح السنه ٔ بغوی . ٢- شرح مقامات حریری . ٣- کتاب العجائب . ٤- کتاب اللطائف . ٥- المحیط بفتاوی اقطار البسیط. (از معجم المؤلفین ).
علی قزوینی . [ ع َ ی ِ ق َزْ ] (اِخ ) ابن محمدبن عبداﷲ قزوینی . مکنی به ابوالحسن . از قضات بود و در سال ٣٥٦ هَ . ق . وارد بغداد شد. او راست : ملح الاخیار. (از معجم المؤلفین از کتاب الرجال نجاشی ص ١٩ و منتهی المقال ابوعلی ص ٢٢٣ و تنقیح المقال مامقانی ج ٢ ص ٣٠٦ و ایضاح المکنون بغدادی ج ٣ ص ٥٥٢).