علی قهستانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی قهستانی . [ ع َ ی ِ ق ُ هَِ ] (اِخ ) ابن حسین قهستانی . مکنی به ابوبکر. وی شاعری ایرانی بود و او را در هر دو زبان فارسی و عربی شعراست . این بیت از او در الجماهر بیرونی منقول است : کذا الیواقیت فیما قدسمعت به من طول تأثیر جرم الشمس فی الحجر. و این بیت او در امثال و حکم دهخدا ذیل «الجنون فنون » آمده است : تذکر نجداً و الحدیث شجون و جن اشتیاقاً و الجنون فنون . رجوع به الجماهر بیرونی چ حیدرآباد ص ٨١ و امثال و حکم دهخدا ج ١ ص ٢٤١ شود.
علی قهستانی . [ ع َ ی ِ ق ُ هَِ] (اِخ ) ابن حسن قهستانی . مکنی به ابوبکر و ملقب به عمیدالملک . عارض سپاه سلطان محمود غزنوی، و ندیم و رئیس دارالانشاء محمدبن محمود غزنوی . وی شخصی کریم و شوخ طبع و از بزرگان فضلا و ادبای خراسان بود. و او رااشعار بسیاری در مدح محمدبن محمود است . و در حدود سال ٤٢٠ هَ . ق . به بغداد رفت و القادرباللّه و کاتب او عمیدالرؤساء ابوطالب بن ایوب کاتب را مدح گفت . وی بعدها به خدمت سلاجقه پیوست و در سال ٤٣١ هَ . ق . درآن دولت به مقامات جلیل رسید. ابوبکر علی قهستانی از ممدوحین فرخی شاعر نیز بوده است فرخی چند قصیده درمدح او دارد. سوزنی در حق فرخی و این ممدوح گوید: فرخی هندی غلامی از قهستانی بخواست سی غلام ترک دادش خوش لقا و خوش کلام . (از دیوان فرخی سیستانی چ دبیرسیاقی ص ٣١) (از معجم الادباء یاقوت چ مصر ج ١٣ ص ٢١). و نیز رجوع به ابوبکر (علی بن حسن ...) شود.
علی قهستانی . [ ع َ ی ِ ق ُ هَِ ] (اِخ ) (خواجه ...) وی ملقب به علاءالدین بود و اصلش از قهستان است سپس به خوارزم رفت و به ملازمت در گاه امیرتیمور گورکانی پرداخت و منصب خازنی او را به عهده گرفت . پس از درگذشت امیرتیمور، عمال دیوان میرزا شاهرخ شروع به محاسبه ٔ خزانه کردندو مبلغ دوهزار تومان کسری یافتند و میرزا شاهرخ خواجه علی را به این علت به زندان افکند. وی را فرزندی بود به نام نعیم الدین نعمةاﷲ، که با آنکه در علم سیاق و حساب تبحر زیاد نداشت توانست اشتباه بودن این محاسبه را درک کند و مبلغ کسری را به دویست تومان برساند. چون میرزا شاهرخ بر این امر آگاه شد خواجه علی را عفو کرد و این فرزند او بدین وسیله به دربار میرزاشاهرخ وارد شد. (از دستورالوزراء خوندمیر ص ٣٧٢).