علی مهلبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی مهلبی . [ ع َ ی ِ م ُ هََ ل ْ ل َ ] (اِخ ) (علی بلال ...) ابن معاویةبن احمد ازدی مهبلی بصری شیعی . مکنی به ابوالحسن . متوفی در حدود سال ٢٥٠ هَ . ق . او راست : الرشد والبیان . (از هدیة العارفین ).
علی مهلبی . [ ع َ ی ِ م ُ هََ ل ْ ل َ ] (اِخ ) ابن احمد مهلبی لغوی، مکنی به ابوالحسن . وی در نحو و لغت و روایت اخبار و تفسیر اشعار از پیشوایان بشمار می رفت . در نزدالمعز و العزیز والیان مصر تقرب داشت و عهد کافور اخشیدی را نیز درک کرد و او را با ابوالطیب احمد متنبی داستان و مشاجره ای بود. وی در سال ٣٨٥ هَ . ق . در مصر درگذشت . (از معجم الادباء چ مارگلیوث ج ٥ ص ٨١).
علی مهلبی . [ ع َ ی ِ م ُ هََ ل ْ ل َ ] (اِخ ) ابن أبان مهلبی . از بنی مهلب بن أبی صفرة. وی شخصی شجاع و انقلابی بود و از بزرگترین یاران علی بن محمد صاحب الزنج به شمار میرفت و با او در جنگهای بسیاری به مخالفت با بنی عباس شرکت کرد. هنگامی که صاحب الزنج به قتل رسید، علی مهلبی مخفی گشت و در سال ٢٧٠ هَ. ق . به چنگ الموفق عباسی افتاد و او را پس از زندانی کردن در بغداد به قتل رساند. (از الاعلام زرکلی ).