علی ناشری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی ناشری . [ ع َ ی ِ ش ِ ] (اِخ ) ابن محمدبن اسماعیل بن ابی بکربن عبداﷲبن عمربن عبدالرحمان ناشری زبیدی یمانی شافعی . مکنی به ابوالحسن . وی شاعر بود و در اخبار و تاریخ و آداب و سیر پادشاهان اطلاعاتی داشت . و در سال ٨١٢ هَ . ق . درگذشت . او راست : الادب السلسل الجاری فی ذکر الجواری . و نیز او را اشعاری است . (ازمعجم المؤلفین از الضوء اللامع سخاوی ج ٥ ص ٢٩٠).
علی ناشری . [ ع َ ی ِ ش ِ ] (اِخ ) ابن أبی بکربن علی بن محمدبن أبی بکربن عبداﷲبن عمربن عبدالرحمان بن عبداﷲ یمانی زبیدی شافعی . مشهور به ناشری و ملقب به موفق الدین . وی فقیه و مورخ بود و در سال ٧٥٤ هَ . ق . در زبیدی متولد شد و در ١٥ صفر سال ٨٤٤ هَ . ق .در تعز درگذشت . او راست : ١- الثمر الیافع. ٢- الجواهر المسمنات فی فروع الفقه الشافعی . ٣- روضةالناظر فی اخبار دولة الملک الناصر. ٤- الفوائد الزوائد. ٥- مختصر فی زیارة النساء للقبور. و نیز او را دیوان شعری است . (از معجم المؤلفین از هدیة العارفین ج ١ ص ٧١٨ و ایضاح المکنون ج ١ ص ٣٤٧ و... و شذرات الذهب ابن عماد ج ٧ ص ٢٥١ و الضوء اللامع سخاوی ج ٥ ص ٢٠٥).