علی نجار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی نجار. [ ع َ ی ِ ن َج ْ جا ] (اِخ ) ابن محمدبن عامر نجار مصری شافعی . وی فقیه و اصولی و نحوی و مفسر قرن چهاردهم هَ . ق . بود. در عزبةالحرمل از توابع شهر منیه در مصر متولد شد و تحصیلات خود را در ازهر انجام داد. و در سال ١٣٥١ هَ . ق . در قاهره درگذشت . او راست :١- حاشیه بر شرح اسنوی بر المنهاج، در اصول . ٢- رساله ای در علم اخلاق . ٣- رساله ای در علم وضع. ٤- شرح بیقونیة. ٥- شرح شواهد اشمونی . (از معجم المؤلفین ).
علی نجار. [ ع َ ی ِ ن َج ْ جا ] (اِخ ) ابن حسن بن صالح نجار طائفی . پزشک بر روش طب قدیم . وی در سال ١٢٢٨هَ . ق . در طائف متولد شد. و در ابتدا شغل نجاری داشت . سپس نزد یکی از اطبای هند طب را آموخت و شروع به معالجه ٔ مردم بلاد خود کرد. و در سال ١٣١٣ هَ . ق . در طائف درگذشت . او راست : ١- رساله ای در استخراج ادهان . ٢- رساله ای در استخراج املاح . (از الاعلام زرکلی ).
علی نجار. [ ع َ ی ِ ن َج ْ جا ] (اِخ ) وی پدر خاقانی شاعر مشهور بود و خاقانی این شعر را در مدح وی گفته است : یوسف نجار کیست نوح دروگر که بود تا ز هنر دم زنند بر در امکان او نوح نه بس علم داشت گر پدر من بدی قنطره بستی به علم بر سر طوفان او. (از المعجم فی معاییر اشعار العجم ص ٢٤٠).