علی هاشمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
علی هاشمی . [ ع َ ی ِ ش ِ ] (اِخ ) ابن حیدربن محمدبن احمد هاشمی حسنی تهامی . رجوع به علی تهامی شود.
علی هاشمی . [ ع َ ی ِ ش ِ ] (اِخ ) ابن حسین بن علی بن محمدبن عبدالمعین بن عون هاشمی . آخرین امیر سلسله ٔ هاشمیان است که در حجاز لقب «ملک » داشت . وی در سال ١٢٩٨ هَ . ق . در مکه متولد شد و بزرگترین فرزند پدر خود «ملک حسین » بود. و مدتی نیز با پدر خویش در استانبول بسر برد. در سال ١٣٢٦ هَ . ق . پدرش شریف مکه گشت و در شورشی که پدر او در سال ١٩١٦ م . به مخالفت با عثمانیها ایجاد کرد وی نیز دست داشت و در مدینه به سر می برد. پس از جنگ جهانی دوم وی از جانب پدرش به ریاست مجلس مکه منصوب گشت و اداره ٔ امور قبایل را نیز به عهده گرفت . در سال ١٩٢٤ م . که طرفداران ملک سعود «طائف » را اشغال کردند و شریف حسین از پادشاهی استعفا گفت، او به جده رفت و مردم بااو بیعت کردند. ولی بر اثر فشار ملک سعود ناچار در هفدهم دسامبر سال ١٩٢٥ م . از پادشاهی کناره گرفت و به بغداد نزد برادرش ملک فیصل اول رفت و مهمان او گشت و در سال ١٣٥٣ هَ . ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ).
علی هاشمی . [ ع َ ی ِ ش ِ ] (اِخ ) ابن جعدبن عبید هاشمی جوهری . مکنی به ابوالحسن . رجوع به علی جوهری شود.