عمادالاسلام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمادالاسلام . [ ع ِ دُل ْ اِ ] (اِخ ) (خواجه ...) ابن خواجه محمد عتیق اﷲ. از وزرای سلطان حسین بایقرا، و برادرزن خواجه قوام الدین نظام الملک بن شهاب الدین اسماعیل خوافی . وی مردی حکیم و کم آزار و رعیت پرور و در عین حال شراب خواره و شهوت ران بود. در اواسط روزگار دولت سلطان حسین میرزا (صاحبقران ) به منصب وزارت رسید و در حدود بیست سال در این مقام بود و سرانجام در روز یکشنبه بیست و یکم رمضان سال ٩٠٤ هَ . ق . مورد مؤاخذه ٔ سلطان قرار گرفت و دستگیر شد. و چندی پس از آن خواجه نظام الملک مذکور نیز دستگیر شد و در یک روز به قتل رسیدند. (از دستور الوزرای خوندمیرص ٤٣٠ و ٤٣٢) (حبیب السیر چ خیام ج ٤ ص ٢١٨ و ٢١٩)
عمادالاسلام . [ ع ِ دُل ْ اِ ] (اِخ ) ابوساعدبن محمدبن احمد حنفی . متوفی در سال ٤٣٢ هَ . ق . قاضی نیشابور. او راست : کتاب الاعتقاد. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ج ٢ ص ١٣٩٣). و نیز رجو به ابوساعد (ابن محمدبن ...) شود.