عمادالملک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمادالملک . [ ع ِ دُل ْ م ُ ] (اِخ ) فتح اﷲ، ملقب به عمادالملک . نخستین تن از عمادشاهیان است و از سال ٨٩٠ تا ٩١٠ هَ . ق . در «برار» دکن حکومت کرده است . رجوع به عمادشاهیان شود.
عمادالملک . [ ع ِ دُل ْ م ُ ] (اِخ ) ابوالفضل . ممدوح انوری . انوری را قصیده ای است به مطلع: چو شاه زنگ برآورد لشکر از مکمن فروگشاد سراپرده پادشاه ختن که ممدوح این قصیده در بعضی نسخ دیوان انوری «سید اجل عمادالدین ابوالفضل طورانی » و بعضی دیگر «صاحب اعظم جلال الدین احمد» و برخی «صدرالوزراء مختارالسلاطین خواجه جلال الدوله عمادالدین ابوالفضل » ذکر شده است . لیکن از دو بیت ذیل از همین قصیده : جلال دولت و دین و عماد ملت و ملک مدار داد و دیانت، قرار فرض و سنن جهان فضل، ابوالفضل، کز کفایت اوست نظام ملک، چنان کز نظام ملک حسن چنین برمی آید که لقب این ممدوح «عمادالملک » است نه عمادالدین، زیرا در هیچ یک از نسخ مضاف الیه عماد، «دین » نیامده است . همه جا «ملک » است . اما از شرح حال این شخص چیزی به دست نیامد.
عمادالملک . [ ع ِ دُل ْ م ُ ] (اِخ ) ابن نظام الملک . وی فرزند خواجه نظام الملک، وزیر ملک بوری برس بن الب ارسلان بود. بعد از فوت ملک شاه سلجوقی، خراسان دچاراغتشاش و اضطراب بود. و ملک ارسلان ارغون بن الب ارسلان به تدریج بر همه ٔ خراسان مسلط گشت و در این هنگام سلطنت سلجوقی برای برکیارق مسلم گردید. برکیارق، عم خود یعنی ملک بوری برس بن الب ارسلان را به امارت خراسان برگزید. و او این عمادالملک را به وزارت خویش منصوب کرد. اما ارغون به امارت برادر خویش تن درنداد و چندین جنگ بین دو برادر رخ داد و سرانجام ملک ارسلان ارغون بر برادر غلبه یافت و او را به قتل رساند و وزیر او عمادالملک را نیز بعد از آنکه سیصدهزار دینار مصادر کرده بود از میان برد. (از تاریخ ادبیات در ایران صفا ج ٢ ص ١٣ و ٦٣ از اخبارالدولة السلجوقیة و تاریخ ابن الاثیر، حوادث سالهای ٤٨٩ و ٤٩٠ و ٤٩٣ و ٤٩٤).