عمامه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(عِ مِ) [ ع. عمامه ] (اِ.) دستار، پارچهای دراز که دور سر پیچند.مترادفها و واژههای مرتبطدستار، عصابه، مندیلواژه قبلی: عمالواژه بعدی: عمان