عمدان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمدان . [ ع ُم ْ م َ ] (ع ص ) بلندبالا. (منتهی الارب ).طویل و مؤنث آن عمدانة باشد. (از اقرب الموارد).
عمدان .[ ع ُ ] (اِخ ) نام کوه یا جایگاهی است . و برخی گویندکه آن قلعه ای است در رأس جبل در یمن که ازآن ِ آل ذی یزن بوده است . و نیز گویند که اصل کلمه «غمدان » با غین میباشد. (از معجم البلدان ). رجوع به غمدان شود.
عمدان . [ ع ُ ] (ع اِ) رسیل لشکر. پیغام برلشکر. (از منتهی الارب ). رسیل لشکر، و در برخی نسخه ها بمعنی «رئیس لشکر» آمده است . (از اقرب الموارد).