عمده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عُ مْ دِ) [ ع. عمدة ] (اِ.)<BR>۱- تکیه گاه.<BR>۲- مهم، برجسته.<BR>۳- در فارسی به معنی کلی و بسیار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عُ مْ دِ) [ ع. عمده ] (اِ.) ۱- تکیه گاه. ۲- مهم، برجسته. ۳- در فارسی به معنی کلی و بسیار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمده . [ ع ُ دَ / دِ ] (از ع، ص، اِ) بزرگ و کلان . (ناظم الاطباء). مقدار کلی و بسیار از هر چیز. کلی . - عمده خر ؛ آنکه کالا یکجا و بصورت کلی خرد. - عمده خری ؛ خریدن کالا بصورت کلی و بسیار. - عمده فروش ؛ آنکه کالا بمقدار کلی فروشد. مقابل خرده فروش . - عمده فروشی ؛ فروختن کالا بصورت کلی . در مقابل خرده فروشی .
مترادف و متضاد واژهدان
اصلی، برجسته، بسزا، مهم کلی (متضاد: جزیی)
واژگان فارسی سره واژهدان
کلان، فراوان، بیشتر، بسیار، بزرگ