عمر تیمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمر تیمی . [ ع ُ م َ رِ ت َ ] (اِخ ) ابن لحاء (غالباً آن را لجاء گویند) بن حدیربن مصاد تیمی . از شعرای عهد امویان بود و او را معارضات و مفاخراتی باجریر بوده است . وی در حدود سال ١٠٥ هَ .ق . در اهوازدرگذشت . (از الاعلام زرکلی ). رجوع به مآخذ ذیل شود: تاج العروس، طبقات فحول الشعراء جمحی ص ٣٦٢، طبقات الشعراء ابن معتز ص ٨٩ و الخزانه ٔ بغدادی ج ١ ص ٣٦٠.
عمر تیمی . [ ع ُ م َ رِ ت َ ] (اِخ ) ابن محمد. رجوع به عمر سهروردی (ابن محمدبن ...) شود.
عمر تیمی . [ ع ُ م َ رِ ت َ ] (اِخ ) ابن عبیداﷲبن معمربن عثمان تیمی قرشی . مشهور به ابن معمر. از فرماندهان شجاع و سید بنی تیم در عهد خویش بود. بسال ٢٢ هَ .ق . تولد یافت . مدتی والی بلاد فارس بود. در سال ٧٣ هَ .ق . عبدالملک او را به جنگ ابوفدیک فرستاد و وی شش هزار از سپاهیان او را بکشت و هشتصد تن را اسیر کرد، و از آن پس از مقربان عبدالملک بن مروان گشت و بسال ٨٢ هَ .ق . درگذشت . (از الاعلام زرکلی ازعقد الفرید ج ٤ ص ٤٧ و تاریخ ابن اثیر ج ٤ ص ١٠٤).