واژه جو

عمر حمیری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عمر حمیری . [ ع ُ م َ رِ ح ِم ْ ی َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ. رجوع به عمر بامخرمة شود.

معنی عمر حمیری | واژه جو