عمر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمر. [ ع ُ م َ ] (ع اِ) ج ِ عُمرة. رجوع به عمرة شود.
عمر. [ ع ُ م َ ] (اِخ ) ابن اسحاق بن احمد. رجوع به عمر غزنوی (ابن اسحاق بن ...) شود.
عمر. [ ع ُ م َ ] (اِخ ) نام بطنی است از سُبَیع که در «عارض » اقامت دارند. (از معجم قبائل العرب ج ٢).