عمل دار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) [ ع - فا. ] (ص فا.) والی، حاکم، تحصیل دار مالیات.واژه قبلی: عمل دادنواژه بعدی: عمل فرمودن