عمل کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهدانکارکردن، کارکردن ماشین مؤثر واقع شدن جنبیدن فعال بودن فاعل بودنواژه قبلی: عمل نکردنواژه بعدی: عملی شدن