عمله/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(عَ مَ لِ) [ ع. عمله ] (اِ. ص.) ۱- ج. عامل. ۲- در فارسی به معنی کارگر، مزدبگیر.مترادفها و واژههای مرتبطفعله، کارگر، مزدورواژه قبلی: عملاًواژه بعدی: عمله و اکره