عمله/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانکارگرمترادفها و واژههای مرتبطفعله، کارگر، مزدورواژه قبلی: عمل کردنواژه بعدی: عملکرد