عمهقزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمه قزی . [ ع َم ْ م َ / م ِ ق ِ ] (اِ مرکب ) در تداول عوام، عمقزی . (از: عمه ٔ عربی، خواهر پدر + قز ترکی، دختر + یاء نسبت ) دخترعمه . عمه زاده .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمه قزی . [ ع َم ْ م َ / م ِ ق ِ ] (اِ مرکب ) در تداول عوام، عمقزی . (از: عمه ٔ عربی، خواهر پدر + قز ترکی، دختر + یاء نسبت ) دخترعمه . عمه زاده .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی