عمودی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمودی . [ ع َ ] (ص نسبی ) منسوب به عمود. مقابل افقی . (از فرهنگ فارسی معین ). - ستون عمودی ؛ ستونی که از بالا به پایین محسوب شود. در مقابل ستون افقی . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ طیفی واژهدان
ایستاده، برپا، راست، برخاسته، سر پا، بپای، راستقامت، شاخ شمشاد، قائم، قائمه، مستقیم، مستقیمالخط وایستاده عمودبرهم، متعامد نصبشده، برافراشته، افراشته، بالارفته مستقر، استوار
واژگان فارسی سره واژهدان
ستونی