عمومیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عُ یَّ) [ ازع. ] (مص جع.) عمومی بودن، همگانی بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عُ یَّ) [ ازع. ] (مص جع.) عمومی بودن، همگانی بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمومیت . [ ع ُ می ی َ ] (ع مص جعلی، اِمص ) شمول . وفور. کثرت . کلیت . (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
عام بودن، کلیت، جامعیت، جهانشمولی تعمیم، اطلاق، قضیه کلی نگاه اجمالی، دیدکلی، دید فراگیری، انتشار، شیوع، تداول، رواج، متعارف بودن، عادت، کاربرد، استعمال، حضور، استفاده اپیدمی اجمالی بودن، خطا، عدم تشخیص معمولی بودن، میانگین، میانحالی قضیه، مناظره ترویج، عادت دادن احیا
واژگان فارسی سره واژهدان
همگانی