عمیدالدولة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عمیدالدولة. [ ع َ دُدْ دَ ل َ ] (ع اِ مرکب ) بزرگ دولت . سرور حکومت . آنکه دولت بر او تکیه کند. و آن لقبی بود که به بزرگان مملکت می دادند.
عمیدالدولة. [ ع َ دُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) حسین بن قاسم بن عبیداﷲ. ملقب به عمیدالدولة. وزیر المقتدر باﷲ عباسی . رجوع به حسین (ابن قاسم بن ...) شود.
عمیدالدولة. [ ع َ دُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) محمدبن حسن بن محمد عبدالرحیم، مکنی به ابوسعد و ملقب به عمیدالدولة. وی وزیر شرف الدولةبن بویه بود و پدرش نیز در عهد عضدالدوله عهده دار امور مهمی بوده است . عمیدالدوله مردی نیکواخلاق و کاردان بود و شعر نیکو می سرود. رجوع به تجارب السلف ص ٢٥١ شود.