عناد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(عِ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- ستیزه کردن، لجاج ورزیدن. ۲- (اِمص.) لجاج، سرکشی. ۳- ستیزه.مترادفها و واژههای مرتبطبغض، جدال، حقد، خصومت، دشمنی، ستیزگی، ستیزه، ضدیت، عداوت، کین، کینهتوزی، کینه، گردنکشی، لجاج، لجاجت، مخاصمه، مخالفت، نفاق، نقارواژه قبلی: عنابیواژه بعدی: عنادل