عنان سست کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنان سست کردن . [ع ِ س ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به توقف و سکون گراییدن . قصد توقف او کردن . کوتاهی و مسامحه کردن : کاری که صلاح دولت توست در جستن آن مکن عنان سست . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنان سست کردن . [ع ِ س ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به توقف و سکون گراییدن . قصد توقف او کردن . کوتاهی و مسامحه کردن : کاری که صلاح دولت توست در جستن آن مکن عنان سست . نظامی .