عنایة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنایة. [ ع ِ ی َ ] (ع مص ) عنایت . مشغول کردن کار کسی را و بی آرام ساختن و اندوهگین نمودن او. (ازمنتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). عارض شدن امری بر کسی و مشغول داشتن و محزون ساختن وی . (از اقرب الموارد). عَنایة. عُنی . رجوع به عنایة و عنی شود. ◄ رنج دیدن بجهت کسی . (از منتهی الارب ). رنج دیدن در کار کسی و مشغول شدن بدان . (از ناظم الاطباء). اهتمام کردن کسی بر حاجتی، وپرداختن به آن حاجت و مشقت دیدن بخاطر آن . (از اقرب الموارد). عُنی . رجوع به عنی شود. ◄ اراده کردن و قصد کردن مطلبی را از گفتاری . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). عَنْی . رجوع به عنی شود. ◄ نگاه داشتن . (از منتهی الارب ). حفظ کردن و محافظت نمودن . ◄ فروگرفتن و حادث گردیدن کار . ◄ رویانیدن زمین گیاه را . ◄ گواریدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ عرضه کردن و مشغول نمودن . (از ناظم الاطباء).
عنایة. [ ع َ ی َ ] (ع مص ) عنایت . مشغول کردن کار کسی را و بی آرام ساختن و اندوهگین نمودن او. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). عارض شدن امری بر کسی و مشغول داشتن و محزون ساختن وی . (از اقرب الموارد). عِنایة. عُنی . رجوع به عنایة و عنی شود.