عنبرینه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(عَ بَ نِ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) گردنبندی که از عنبر درست کرده و به گردن میآویختند.واژه قبلی: عنبریواژه بعدی: عنبیه