عنبر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(عَ نْ بَ) (اِ.) ۱- مادهای خوش بو که از شکم نوعی ماهی به همین نام به دست میآید.مترادفها و واژههای مرتبطعنبربوگلگندمفتنهواژه قبلی: عنبواژه بعدی: عنبربار