عنت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(عَ نَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) به رنج و دشواری افتادن. ۲- هلاک شدن. ۳- (اِمص.) تباهی، نیستی.واژه قبلی: عنبیهواژه بعدی: عنتر