عنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنگ . [ ع َ ] (اِ) بانگ و نعره ٔ خر الاغ را گویند، و بعضی خر الاغ نر را عنگ میگویند که جفت خر ماده باشد. (برهان قاطع) (آنندراج ). خر نر و بانگ و نعره ٔ خر. (ناظم الاطباء) : گوید که علک خایم، خاید بلی چنانک خایند علک ماده خران از خران عنگ . سوزنی . ندانم تا چه خواهد شد به سال بیست کاندر ده نگوید عه اگر تا خایه بفشارد خر عنگش . سوزنی .