عنید
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عَ) [ ع. ] (ص.)۱ - ستیزکننده.<BR>۲- ناسازگار.<BR>۳- رو کنندة حق.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عَ) [ ع. ] (ص.)۱ - ستیزکننده. ۲- ناسازگار. ۳- رو کننده حق.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عنید. [ ع َ ] (ع ص ) آنکه دیده و دانسته از حق برگردد. و به باطل ستیهنده و ردکننده حق را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). شخص که مخالف حق باشد و آن را دانسته رد کند. (از اقرب الموارد). ج، عُنُد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ سرکش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). ◄ ناسازگار. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ ستیزنده . (غیاث اللغات ). ستیزه کننده . (فرهنگ فارسی معین ). ستیزه کار. ستیزه گر. لجوج . لج باز. خیره سر. خیره چشم . عنود : تا نداند خویش را مجرم عنید آب از چشمش کجا داند دوید. مولوی .