واژه جو

عهدان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عهدان . [ ع ِ ] (ع اِ) ضمان وپذرفتاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ضمانت و کفالت . (از اقرب الموارد). عُهَّیدی ̍. رجوع به عهیدی شود. ◄ عهدان الشی ٔ؛ وقت آن . (از اقرب الموارد از اساس ). عِدّان . رجوع به عدان شود.

معنی عهدان | واژه جو