عوارق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عوارق . [ ع َ رِ ] (ع اِ) ج ِ عارِقة. (اقرب الموارد). رجوع به عارقة شود. ◄ دندانها و اضراس .(از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ طواحن . (ناظم الاطباء). ◄ سنون و سالها، زیرا انسان را فنا میسازد (از ماده ٔ عرق، یعنی گوشت روی استخوان را خوردن ). (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ).