عواقر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عواقر. [ ع َ ق ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ عاقِر. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). رجوع به عاقر شود. ◄ (اِخ ) نام ستاره ای چند است و یکی از هفت گیسودار و یکی از صور ٤٨گانه ٔ فلکی است . (یادداشت مرحوم دهخدا).
عواقر. [ ع َ ق ِ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ). عواقر در چند جا از نجد یافت شود. و گویند کوههائیست از طرف پایین فَرش از سمت چپ آن رو بسوی یک طرف از کوه موسوم به صفر از زمین حجاز. (از معجم البلدان ).