عود کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهحال اول برگشتن، برگشتن، بازآمدن، عقب عقب رفتن، واپس رفتن دوباره افتادن بهحال یا کار قبلی، رجعت کردن، بهجایگاه خود بازگشتن عودکردن بیماری، افت کردن، بازافتادن، سیر قهقرایی کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهحال اول برگشتن، برگشتن، بازآمدن، عقب عقب رفتن، واپس رفتن دوباره افتادن بهحال یا کار قبلی، رجعت کردن، بهجایگاه خود بازگشتن عودکردن بیماری، افت کردن، بازافتادن، سیر قهقرایی کردن