عودان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عودان . (ع اِ) (به صیغه ٔ تثنیه ) مثنای عود. رجوع به عود شود. ◄ کنایه از دو شاهد است، در حدیث : اًنما القضاء جمر فادفع الجمر عنک بعودین ؛ یعنی بوسیله ٔ دو شاهد. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ (اِخ ) منبر نبی (ص ) و عصای او. (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).