عودت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(عُ دَ) [ ع. عودة ]<BR>۱- (مص ل.) باز - گشتن، برگشتن.<BR>۲- (اِمص.) بازگشت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(عُ دَ) [ ع. عوده ] ۱- (مص ل.) باز - گشتن، برگشتن. ۲- (اِمص.) بازگشت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عودت . [ ع َ دَ ] (ع مص ) عودة. بازگشتن . مراجعت کردن . رجعت کردن . ◄ (اِمص ) بازگشت . برگشت : گفت گرگان محل عودت است و اینجا بودن روی ندارد، به استرآباد باید آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٥٦). و رجوع به عودة شود. - عودت دادن ؛ رد کردن . بازگردانیدن . مسترد داشتن . مراجعت دادن .
واژگان فارسی سره واژهدان
پس فرستادن، برگشت، برگرداندن، بازگشت