عودسوزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
عودسوزی . (حامص مرکب ) سوزاندن عود. بر آتش نهادن عود تا بوی خوش دهد. عود سوختن . رجوع به عود سوختن شود : ز دلها کرده در مجمرفروزی به وقت عودسازی عودسوزی . نظامی . - عودسوزی کردن ؛ سوزاندن عود : تا شب آنجا نشاط و بازی کرد عودسوزی و عطرسازی کرد. نظامی .