واژه جو

عودق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عودق . [ ع َ دَ ] (ع اِ) آهنی است با شاخه های سرکج که بدان دلو و جز آن را از چاه برآرند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خُطّاف دلو. (از اقرب الموارد). عودقة. عَدوَقة. رجوع به عودقة و عدوقة شود. ج، عُدُق . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

معنی عودق | واژه جو