عور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] (ص.) جِ اعور. ۱- یک چشم. ۲- در فارسی به معنی لخت، برهنه.مترادفها و واژههای مرتبطبرهنه، پتی، عریان، لخت، لوتیکچشمی ≠ مستورواژه قبلی: عودسوزواژه بعدی: عورات