واژه‌جو

عکاسی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

عکس‌برداری، فوتوگرافی، سینما، هولوگرافی عکس، فتوگراف، نیمرخ، پرتره، آلبوم عکس آگراندیسمان هولوگرام دوربین عکاسی، پلاروید، دوربین دیجیتال، جعبه دوربین، عدسی، چشمی، آیینه، رفلکس، دیافراگم، شاتر، زوم، فلاش فیلم عکاسی، حساسیت فیلم، فیلم رنگی، فیلم سیاه‌وسفید، کاغذ حساس، ظهور، ثبوت، چاپ، فیلم چاپ‌شده، اسلاید آتلیه تصویر دیجیتال، فرمت جی‌پگ، برنامه پردازش تصویر، فتوشاپ

معنی عکاسی | واژه‌جو