عکاس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداننگاره گر، فرتورگر، رخشگر، رخشگرواژه قبلی: عوضیواژه بعدی: عکاسی